أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

492

قانون ( فارسى )

اندام بسيار ناتوان شده و از اين ناتوانى به قرحه مبتلا گرديده ؛ كه اگر سوء مزاج شديد گرم مزاجى بيش از حد باشد ، تخلخل بيش از حد يا رطوبت بيش از حد بر اندام روى مىآورد . و اگر سوء مزاج سرد شديد باشد ، اندام به سردى و خشكى زياد مبتلا مىشود ، يا دست كم با خشك‌مزاجى زياد روبرو خواهد شد . تو بايد در اين حالات داروى ضد سوء مزاج - كه از هر كدام نوع گرم يا سرد كه باشد - به كار ببرى و سوء مزاج را بر طرف كنى . بسيار اتفاق مىافتد كه حرارت مادهء قرحه‌زا را جذب مىكند و به اندام مىفرستد و در نتيجه قرحه به بار مىآيد ؛ كه بايد وسيلهء داروهاى سردىبخش و گيرنده آن را معالجه كنى . اگر سبب قرحهء كذايى ناصور است علاج ناصور را مىدانى ، به كار ببر ! اگر سبب قرحهء صعب العلاج فاسد شدن استخوان نزديك به جاى قرحه است ، گوشت را بردر و استخوان را لخت كن ! اگر ممكن باشد استخوان فاسد شده را حك كن و قسمت فاسد شده را از آن بزداى . و اگر ديدى كه امكان ندارد و استخوان به كلى فاسد شده است استخوان فاسد شده را ببر و دور بينداز ! دستورات بعدى را در بحث از فاسد شدن استخوان شرح مىدهيم . جالينوس مىفرمايد : « نوجوانى ناصور در سينه داشت و ناصور به استخوانى رسيده بود كه در وسط استخوان پهن سينه قرار دارد ، پيرامونهاى استخوان را هرچه بود از استخوان جدا كرديم ، نگاه كرديم و استخوان فاسد شده را پيدا كرديم و ناگزير از بريدنش شديم ، و همان جاى كه اين قطعه استخوان فاسد شده در آن بود ، مركز پيوند سينه با قلب است . ازاين‌رو با كمال احتياط و آهستگى و مواظبت بريدهء استخوان را كه فاسد شده بود بيرون آورديم . پردهء پوششى ( غشاء ) - كه از داخل ، آستر استخوان شده بود - با رعايت كامل كوشش كرديم كه سلامت خود را نگهدارد ، در صورتى كه هرآنچه از اين پردهء پوششى آسترى با اين قسمت از استخوان فاسد شده در تماس بود آن هم متعفن شده بود . » جالينوس به بحث خود ادامه مىدهد و مىفرمايد : « از آن شكاف كه از بريدن استخوان فاسد به‌وجود آمده بود ، قلب نوجوان را آن‌چنان آشكارا و كامل مىديدم كه در حالت تشريح كالبدها مىبينيم . » مىفرمايد : « نوجوان از مرگ رهايى يافت . گوشت در جايى كه ما قطعش كرديم روييد و پر از گوشت شد و بريدگى گوشت به هم پيوند يافت و پوششى براى قلب شد و به حالتى بازگشت كه قبلا و به حالت طبيعى قلب را پوشانيده بود . » جالينوس در ادامهء اين بحث مىفرمايد : « اين اعمال كذايى كه ما در استخوان سينه كرديم مهم‌تر از عمليات جراحى ديگر نيست كه در سينه به عمل مىآيد و از اين مهم‌تر بسيار است . » هم او ( جالينوس ) مىفرمايد : « اگر قرحه كهنه شد و ديرزمانى طول كشيد ، خوب آن است وسيلهء داروهاى خون به زير پوست آور ( سرخ‌گرداننده ) - چندانكه در علاج قرحه لازم است - خون از آن تخليه كنند . » داروهاى خوب و مفيد در علاج قرحه‌هاى صعب العلاج در اكثر حالات عبارتند از : سونش